تبليغاتX
"دکتر جکول"

"دکتر جکول"

شفاگر الهى و بركت‏دهنده

 

فيض روح القدس ار باز مدد فرمايد       ديگران هم بكنند آنچه مسيحا مى‏كرد

 

نزديكان و شاگردان او با توجه به نشانه‏هاى او و شواهدى كه در اختيار دارند درباره او مى‏گويند كه روح خدا در او حلول كرده است و او روح خداست. او خود، نورى زنده است كه هرگاه نور خود را بر كسى بتاباند به او زندگى و حيات مى‏دهد و انتقال اين نور از او به بركت و شفاى بيمارى‏ها منجر مى‏شود. كلمات او سرشار از نيروى آفرينندگى و قوه خلاقه است زيرا هزاران تجربه اين موضوع را به اثبات رسانده‏اند كه چيزى كه او مى‏گويد كاملاً و جزء به جزء اتفاق مى‏افتد. كلام او نور را با خود دارد. كيفيت قدرت شفادهندگى او (نه كميت و تعداد شفايافتگان) در مقابله با افرادى كه به اين نام مشهورند، غيرقابل مقايسه است. او ارتباط گسترده‏اى با غيب دارد و وجودش مملو از قدرت‏هاى غيبى است. گذشته از نشانه‏ها و تجربيات متعددى كه درباره اثرات روح او با استناد به شواهد و تجارب افراد مختلف گزارش شده است يكى ديگر از توانايى‏هاى اعجاب‏برانگيز او كه طى چند تجربه ثبت شده گزارش شده است، قدرت الهى او در شفاى بيمارى‏هاى صعب‏العلاج و حتى علاج‏ناپذير بوده است. اين شفايافتگان نيروى خدايى او را با تكيه بر درمان بيمارى‏هاى لاعلاج خود تأييد مى‏كنند. از اين نظر مى‏توان شفاگرى را يكى از درخشان‏ترين ويژگى‏هاى روحى او دانست. با اين وجود به نسبت نشانه‏هايى كه قبلاً ذكر آن‏ها رفت، گزارشات زيادى درباره شفاى بيمارى‏هاى جسمى افراد وجود ندارد و تعداد اين تجربيات گزارش شده (درباره شفابخشى) معدود است.

ادامه دارد...

برگرفته از سايت شفا

www.shafaa.com

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386ساعت 9:21  توسط دکتر جکول  | 

   تقريباً همه ما درباره شفاي بيماري ها و حل مسائلي كه توسط بزرگان و متصلين الهي انجام شده، چيزهايي شنيده ايم و يا درباره آن مطالبي را خوانده ايم. چون نمونه هاي بسياري از شفاي الهي در اديان و كتب آسماني وجود دارند. 
   مثلاً حضرت زرتشت با كلام مقدس( مانتره) و خواندن دعا با صوتي خوش آهنگ مريض ها را بخصوص بيماران صرعي، پوستي، چشمي و افليجان را شفا مي داده است.
  در كتاب مقدس نمونه هايي از شفاهاي اليشع و ايلياي نبي را مي خوانيم؛ همچنين در قرآن كريم درباره حضرت مسيح (س) مي خوانيم :
  وَ تُبْرِيُ الْاَكْمَهَ وَ الْاَبْرَصَ بِاِذْني ( مائده : 110 )  "  و كور مادرزاد و پيسي گرفته را به فرمان من شفا دادي". (1)  و در انجيل به نمونه هاي متعددي از شفاگري آن حضرت از جمله شفاي افليجان، نابينايان، ديوانگان، بيماران صرعي، جذام و ... برخورد مي كنيم ...


 

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم تیر 1386ساعت 16:14  توسط دکتر جکول  | 

جویندگان آب حیاتبخش

بيماران تشنگان آب حيات‌بخش از چشمة شفايند. اما چشمه كجا هست ؟ چگونه بايد آنرا پیدا کرد و به آن رسيد ؟ از چه راهي مي‌توان از جريان شفابخش آن برخوردار شد كه عطش را رفع كند و اثرش ماندگار بماند؟ آيا  آب هر چشمه‌ايي پاك و زلال است و شفا مي بخشد؟

هر شفاجويي ابتدا بايد پاسخ درست اين سوالات را بداند تا بتواند از جريانات حيات بخش شفا برخوردار شود. براي بيمار و مستأصلي كه همة راهها بر او بسته شده اين حياتي‌ترين اكسيري است كه مي‌توان به او داد.

عبارت " شفا گرفتن "  بار مفهومي عميقي در خود دارد و آن «گرفتنِ» شفاست . گرفتن چيزي ممكن نيست مگر دريافت‌كننده براي آن تلاش كند و شرايط دريافت آنرا داشته باشد.

شكي نيست كه تنها منبع شفا خداوند است و جريان حيات بخش را به هر كه واقعاً طلب كند جاري مي‌سازد. او هرگز بركات خود را ار بندگانش دريغ نمي‌كند اما بايد اصلي ترين شرط دريافت اين جريان يعني برقراري رابط با او را احراز نمود. اما چگونه ؟

باید چشمه بان را یافت و اینها را از او پرسید .

ادامه دارد ...

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم تیر 1386ساعت 14:44  توسط دکتر جکول  | 

چشمه شفا

چشمه ایی هست که راه به آسمان دارد . آبش نور و رنگش به رنگ خداست.  پاک است و زلال. تمام نشدنی است و هر که در آن غسل کند می تواند به بی نهایت وارد شود. صاحب آن محبت و بخشش خود را از هیچ کس دریغ نمی کند تنها کافی است که دست در آب آن فرو برد و از آن نوشید . بیماری که هیچ ، هیچ مشکل و رنجی در برابر اثر شفابخش آن تاب مقاومت ندارد . این چشمه ، چشمه بانی دارد مهربان و دوست داشتنی وهر که او را یافت برخوردار شد از تمام آنچه که نیاز دارد و رنگ باخت تمامی دردها و رنجها و مشکلاتش ...

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم تیر 1386ساعت 18:55  توسط دکتر جکول  | 

 

کلید تفکر (1)

 

اگر یکی از دوستان شما نزد شما بیاید و بخواهد که درباره موضوعی با شما مشورت کند مثلا ادامه تحصیل، کار ، ازدواج...احتمالا یکی از توصیه های شما این خواهد بود که برو خوب فکر کن تا این جا ظاهراً همه چیز درست است اما اگر او بگوید چگونه فکر کنم ، چه خواهید گفت ؟ آیا شما روش و متدی برای فکر کردن می شناسید ؟

 

اگر او چشمانش را ببندد و یا به سقف خیره شود آیا فکر می کند؟اگر دستش را زیر چانه بگزارد چطور؟ آیا می دانید که تفکر آموختن یک مهارت است ؟

 

آیا کلید تفکر را می شناسید ؟

 

 

+ نوشته شده در  جمعه یکم تیر 1386ساعت 10:26  توسط دکتر جکول  |